http://asheghi4u.blogsky.com/1388/05/11/post-935/
بد نیست بخوانیم .
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک در برابر خطرات از خود دفاع کنید |
مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
سلام
باز منم
۱. از اون پست ..مصنوع ی !! فهمیدم همه یه جورایی بله !! بی تربیتاااا
۲ . از پست قبل برداشت منفی نکنین . ما دعوامون نشده . و خوبیم به سلا متی
شما خوبین؟
۳. انتخاب واحدم و انجام دادم و فک میکنم به جز یه روز حسابی شلوغ بقیش بد نباشه
۴.اینجا داره برف میاد !!
بهم حق میدین اگه دو تا شاخ رو سرم باشه دیگه !! چرا؟ چون همین امروز هوا کاملا آفتابی بود با دوستم با مانتو خوشخوشانه رفتیم کار فیلممونو تحویل دادیم و اصلا هم سردمون نبود اما یهو از پنجره دیدم به به برف !!!
۵ مموشی مبارکه
۶. بانو چی شدی یهویی؟
۷. پیشنهاد . ئاسه اون دسته ای که اسفند ماه به بعد مراسم ع ر و س ی یا ع ق د دارن و سفره میندازن : میتونید هفت سی ن رو هم توی سفرتون جا بدینااااا !!!
روی میز صبحانهء شما این میوهها گذاشته شدهاند، که یکی را باید انتخاب کنید:
۱. سیب
۲. موز
۳. توت فرنگی
۴. هلو
۵. پرتقال
اولین انتخاب شما کدام خواهد بود؟
لطفاً خوب فکر کنید و به میز غذا حملهور نشوید!
این یک امتحان بزرگ است و نتیجۀ آن شما را متحیر خواهد کرد.
انتخاب شما چیزهای عجیبی در مورد شما خواهد گفت.
باز هم فکر کنید و قبل از انتخابکردن به انتهای پست نروید.
پس از انتخاب برای شناخت خودتان نتیجه را در انتهای پست ببینید...
عجله نکنید، خوب فکر کنید!
جواب ادامه :
ادامه مطلب ...اول مرغ به وجود اومده یا تخم مرغ !!
ینم مثل سوالیه که کی اول دعوا رو شروع کرد؟
هیچ جوابی نداره.
ما خوبیم
زندگی در گذر است
فقط برای رفع نگرانی :
ما دوباره با همیم.
این دفعه بحثمون از جدی هم فراتر رفت و اوضاع به جایی کشیده شد که تقریبا ۲روز و نیم از هم بیخبر بودیم.و این موضوع تو این دو سال بی سابقه بوده !
ادامه مطلب...
ادامه مطلب ...روم نمیشه بیام بگم دیروز تنها روزی بود توی این دو سال و شیش ماه که از هم هیچ خبری نداشتیم. ۷/۱۱/۸۸
ساعت ۱۱. ۱۲ شب دو تا س م س داد اما برای جواب دادن کافی نبودن... و هیچ خبری از من دریافت نکرد
امروز بعد از امتحان هرچی گرفتمش در دسترس نبود.با اینکه دلم پکیده بود اما میخواستم به بهانه بیرون رفتن باهاش اون چیزی و بشنوم که انتظارشو دارم...
پ ن : همین الان زنگ زد .گفت چرا جواب س دیشبو ندادی گفتم نمیخواستم ! گفت دیگه بهت زنگ نزنم؟ گفتم نه .
گاهی شنیدن یه جمله ی کوچیک از اونی که انتظارشو نداری تا عمق وجودتو میسوزونه قلبت میشکنه و چشمات...
من از چشمان خود آموختم رسم محبت را... که هر عضوی به درد آید به جایش دیده میگرید
ژ ن : ساعت ۱۱ شب : دارم میپکم .